|
ماه را نگاه کن:از جهان ما جداست ما به پای هم اسیراوبرای خود رهاست تک سوار آسمان همدمش ستارگان در گذشته های دور آشناتر از خداست سرد مثل دست مرگ , دورهمچو شهرعشق او که بین کودکان مهربان قصّه هاست ماه را نگاه کن پادشاه شهر خواب خالی از حیات ومرگ ،خالی از صدای پاست ما اسیر لحظه ایم ،او اسیر قرنهاست آشنا به غربتیم ، او غریب آشناست نغمه های دردما تا ستاره می رسد ناله های روح او با صدای بی صداست در سکوت کهکشان ماه را نگاه کن راستی عزیز من قرص دیشبی کجاست؟
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 2:38  توسط سهیل بدون الهام
|
|