اگه تو بهشت عزیزم ببینمت دوباره بگو چی می تونه بازم منو یاد تو بیاره؟ بگو که آیا هنوزم همه چی مثل قدیماس ؟ جای من که تو بهشت نیست نمی شم اسیر احساس می شه دستتو بذاری یه بار دیگه تو دستام؟ کمک کنی که بازم بتونم وایسم رو پاهام؟ آخه من که نمی تونم توی اون بهشت بمونم من باید خط خودم رو از همین شبا بخونم این زمونه آدما رو گاهی از پا در می یاره گاهی از اشکهای آدم زندگی خبر نداره اما اونجا که تو رفتی زندگی یه جور دیگس اون بهشتی که تو رفتی خالی از هق هق گریه س اگه این دنیا بتونه منو تا بهشت بیاره بگو آیا تو می تونی منو بشناسی دوباره؟ من مقابل حقیقت می مونم قوی و خوددار جای من که تو بهشت نیست تا ابد خدا نگهدار!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 6:55  توسط سهیل بدون الهام
|
اگر لحظه ها را غیب کنی اگر از من رو نهان کنی و دلم را بی تاب کنی و اگر شبق موهایت را به شب ببخشی و چهره ات را در آییینه ئ تمام نمای ماه تماشا کنی اگر با شانه های طلایی خورشید زلف هایت را افشان کنی و اگر مرا در شهر آشوبی خلوت دلم تنها بذاری و اگربه قصد شکست دل من به کره ای نا شناخته سفر کنی و بدین گونه لبخند زیبایت را از من دریغ کنی: من هرگز نخواهم مرد تا فقط یکبار دیگر تو را ببینم.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 6:45  توسط سهیل بدون الهام
|
(( کوچه ))
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه ئ جانم گل یاد تو درخشید عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه محو تماشای نگاهت . آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ئ ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست با آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید:تو به من گفتی : (( از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن!)) با تو گفتم :حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم! روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم...)) باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم نتوانم! اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله ئ تلخی زد و بگریخت.... اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که: دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم. نگسستم نه رمیدم. رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی از عاشق دل آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم.... بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 12:23  توسط سهیل بدون الهام
|
آیا می دانستی بیش از صدمیلیارد کهکشان تا کنون در جهان شناسایی شده اند؟ آیا می دانستی که اسب ماده سی دندان و اسب نر سی وشش دندان دارد؟ آیا می دانستی که آب دریا بخاطر منیزیم واملاح معدنی بهترین ماسک زیبایی پوست است؟ آیا می دانستی که سیاره اورانوس 15 قمر(ماه) دارد؟ آیا می دانستی که زمین از حیث بزرگی پنجمین واز حیث فاصله با خورشید سومین سیاره منظومه شمسی است؟ آیا می دانستی که ((کنگوکینشاسا))همان کشور((زئیر))می باشد؟ آیا می دانستی که زهر مار کبری بیشتر برروی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صید می شود؟ آیا می دانستی که بیشتر سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب است؟ آیا می دانستی کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است؟ آیا می دانستی انذونزی چهارمین کشور پرجمعیت دنیا بعد از چین وآمریکاوهند میباشد؟ آیا می دانستی که ایرانی ها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نمی خورند؟ آیا می دانستی که شواهد نشان داده است که انسان از 70000 سال پیش لباس بر تن می کرده است؟ آیا می دانستی که انسان امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلویزیون نگاه میکند وشش سالش را صرف غذا خوردن می کند و یک سومس را هم خواب است ؟ آیا می دانستی که نامهای قدیمی ترکیه روم شرقی وعثمانی بوده است؟ آیا می دانستی که پینوکیو تو 33 قسمت درست شد ولی متاسفانه بعضی از ما....
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 3:10  توسط سهیل بدون الهام
|
((مگه می شه؟)) میگه دوستم داره به صداقت همیشه اما من باورم نمیشه عاشقی هنوزم باشه آخه من دردم مثل غصه توی پاییز زرد زمونه چه جوری می شه که با من باشه توی فصل پر گلایه مثل شبنم پر اندوه خیس از خیال بارون مگه میشه تو بمونی عاشق مگه می شه؟ دو تا جاده یکی پاییز یکی نیمه بهاره دو کبوتر دو تنها که بی هم میشن دیوونه سرنوشت اما چنینه باید بگذریم از هم تو میگی که این خیاله اون وقت این دلا چی میشه؟ نمشه بگذری از من بگذرم از تو نگو تقدیرمون اینه بیا تا عاشق بمونیم که بهار عاشقی خزان نمیشه.
((سادگی)) بیا شاهد که حال من تماشائیست بیا که من را با تو از چشمانت تمنائیست تمام آسمان دل پر از باران پاییزی و مرا هراسی از جاده های سخت تنهاییست گوش فرا ده آوای گریه های روی میز است ببین که کار شمع خنده زدن بر حال و روز است مرا چه حاجت که دم زنم از آتش عشقی که معلوم است صدا پر سازوسوز است گوش بسپار به صدای قلبه خسته حرفت را باور کردم رفتم قطره قطره سوختم اما اسمتو صدا نکردم تجویز دکتر تقدیر درد بودومن در نگاهت غروب را یک لحظه تا ابد باور کردم می خواهم دروغ بگویم واژه هام دلتنگی نکردند چشمانم آرام بودند دیگه بچگی نکردند احساس شعر خسته ای از من گذشت آرام بی عبور اما راست که دیگه واژه هام سادگی نکردند.
(( بی قرار )) بیا امشب کنار من تویی که بی قرارتم که قطره قطره اشک من بهم می گن به یادتن فکر نکن که اگه بری واژه هام بی خیالتن اتفاقا داد می زنن گه مشتاق دیدارتن نگاه تو خیلی قشنگ مثله غریبی سکوت حرفهای تو مثل یه موج پر از نشاط و تازگی صدای مهربون تو بهار رو یادم می یاره تو بال پروازی در اوج ای عشق من به زندگی دفتر دلتنگی من هیچ وقت پر نمیشه از نگاه تو تابلوی آبی دلم میگه ندیده مثل تو پر از زیبایی مهربون مثل گلهای مریمی صبوری تو منو کشت آخه کی دیده مثل تو می نویسم به انتظار چه سخته دلتنگی تو اما میگی که با عادت کهنه میشه دردهای تو باز می خونم که به تکرار زندگی چیست بدون تو شاید میگی که یک روزی شسته میشه اشکهای تو.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 1:24  توسط سهیل بدون الهام
|
|
|